تبليغاتX
نوشتن عادت هرشبم شده
ماهستیم= هلوکاست فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی

تقدیم به زنان و مردان آزادیخاه خاک سرزمینم:

ما به چندین نسل در دریای خون           سنگها بردیم بر دوش قرون

کشورم مرتع تبلیغ بود                          خاک ما میعادگاه تیغ بود

تیغه تاریخ رودروی ما                           پنجه چنگیز در گیسوی ما

ما بنای بغض را پی ریختیم                   هرچه شیون بود در نی ریختیم

هیچ قومی مثل ما در عصر سنگ          دم نزد از زخم آهو با پلنگ

هیچ قومی زخمرا معنا نکرد                 همچو ما شمشیر رارعنا نکرد

قوم  ما  در   قتلگاه   روزگار                  میشناسد شمرهای بیشمار

اولا از دوستانی که تشخیص داده اند که وبلاگ این حقیر در افکار خوانندگانش تاثیری داشته و آنان را به تفکر وادار میکند و به دنبالش مرا فیلتر کرده اند تشکر میکنم چون اینکارشان از ملیونها کامنت و ایمیل تشکر بهتربود. زیرا بلاگرهای آبکی را که محدود نمیکنند(!) جالب اینکه بعد از مطلبی که امیر حمید(شهرام) همایون این اسوهء نامردی به ایران وایرانی را به چالش کشیدم(!) حضرات تشخیص دادن که نوشته های من مسموم است(!) خودتون پرتقالفروش را بجورین. دوستانی که به نوشته های این حقیر محبت دارن کماکان نظراتشان را به ایمیل من کامنت بدهند و کمتر در وبلاگ نظر حتی خوصوصی نظراتشان را بگذارند دوستانی که ایمیل ندارن کامنت رو در وبلاگ قرار دهند.....بگذریم.

چطور باید عمل شود تا این امت همیشه در صحنه بفهمن که این روباه همایون جوانان ما در داخل کشور را شناسایی میکند یا کاری میکند که خودشان "آجان منو بگیر" بشن و برن تو دهن شیر؟؟؟ دقت کنید به بعضی از توصیه هاش: {دوستانی که گروه ها یا تیمهایی تشکیل میدهند، اسم تیمها و مشخصات و آدرس دقیق خود و دوستان فعالشان را به آدرس کانال یک بفرستن تا ما این گروه ها را به هم مرطبت کنیم(!)} بعد خودتان حدث بزنید که چه بلایی سرشان می آید که دیگر نشانی ازشون نمیماند. یا اینکه همین امیرحمیدخان(شهرام) همایون که زن و بچه ش هم در ایران زندگی میکنند اعلام میکند: {در فلان روز اعضای جنبش(!) ما هستیم در ایران(!) و در فلان شهرها(!) بیایید در فلان نانوایی ها و بگویید " ما هستیم. . . ما نان میخواهیم"(!)} ،در همین راستا عده ء معدودی هم که سر جمع در هر نانوایی مثلآ صد نفر هم اسکول شده و جمع میشوند که از نقطه به نقطه ء تک تک ایشان ایشان توسط دستگاه های مختلف اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی، از" شات ها" و "کلوزهای" مختلف فیلمبرداری میشه و حتی تعقیب میشن، روشون تحقیق میدانی میشه، حتی نوع ذائقه شون ثبت میشه و میره توی پرونده ای که به عنوان هسته براشون درست میشه تا فراخور شدت و قلت فعالیت ضد رژیمشون باهاشون برخورد بشه.

از این مقال زیاده که توضیح بدم ولی نمیخوام مثل مقاله ء قبلیم طولانی و زیادی برهنه بشه، پس توی نوشته ها و پستها مختلف مثلآ جنبش جعلی همایون خائن و ضدونقیضهای عواملش رو به چالش میکشم بلکه ناراحتی خودم رو از گاگولیسم سیاسی هم میهنانم در ابراز علاقه ء از روی سادگی اونها و همکاری آگاهانه و دانسته بعضی دیگر در به تحمیق کشیدن هموطنهای داخل کشور از سوی یک سوپاپ اطمینان رژیم به نام کانال یک و جنبش جعلی همایون رو کمی تسلی بدم. شاید این دزد با چراغ این سوال رو در دوگولهء خودش مغلطه کنه که چرا برنامهء منو میبینی!؟ باید بگم که به خدای حقیقت سوگند که برنامه رو نگاه میکنم در حسرت و انتظار "کم ممکن" یعنی منتظرم یکی از مردان و زنان باهوش و شریف، این اختاپوس و انگل رو تلفنی به چالش بکشه تا این بی سواد رو رسوا کنه...(!) هرچند که اطمینان دارم همهء تلفنایی که مثلآ زده میشه همه ادیت شده است وجالب اینکه همهء موافقان همایون فهمیده هستن و عدهء کمی هم که مثلآ مخالفن و در دراستای تهییج و بینندگان روی خط میارنشون و جالبه که این عده اصلآ بلد نیستن حرف بزنن و در این سناریو همایون نامرد هم مثلآ میذارشون گوشهء رینگ و با سوالهای پوچ و سفسته وار طوری پیش میبرتشون که سمبولیک دستها رو بالا ببرن و بگن تو راست میگی یا قطع کنن.بازم خودتون پرتقال فروش رو بیابید. دم خروس این دجال رو میتونید در برنامه های دیگر این کانال ببینید(!)، اونجایی که سیل تلفنهایی که در روی خط آومدن در برنامهء همایون ناکامند به سوی بیچاره "ضیا" و "هوشیارنژاد" و و و روون میشه تا جایی که همین ضیا آتابای، بارها فریاد زده که به من چه(!) مگه من داروقه هستم(!) زنگ بزنید به برنامهء خودش(!!!)اما هوشیارنژاد اوسکول مثل منگلا به لنز دوربین نگاه میکنه و میگه:دوستای وزارت اطلاعاتیمونن که میان رو خط(!) (عجب گاگولیه این سیبزمینی پشندی(!) یعنی این ضیا واون هوشیارنژاد پاچه خار نمیدونن که تلفنای همایون ادیت شده ست؟؟! (از همین عدم موفقیت این خیل عظیم میشه فهمید دایره تلفنها محدود و طبق سناریو و برنامهست و ظن این هم قوت داره که اصلآ این برنامه ادیت شده باشه) .

اصلآ بذار اینطور روشنتون کنم: {رژیم به همایون این ماموریت رو داده (شهرام جون تو و "داور"(((فعلآ راجع به این یکی بحث رو منحرف نمیکنم))) و تیمتون سوپاپ اطمینان تلفنیتون رو هرچه بهتر سامون بدین و بی حدو مرز در دزدی با چرب زبونی و هرچی که میخواهید و هرمکانیزمی که نیاز دارید پشت گدابازی و پررویی اجرا کنید و به احدوناسی پاسخگو نباشید، مردم خارج کشور که مخالف رژیم هستن و اهل پولدادن نیز هستن رو جذب خودت کن تا به اپوزسون واقعی خارج کشور کمک مالی معنوی نکنن.در این میون هرچه پول دادن نوش جونتون،لازم هم نیست هیچ حساب و کتابی هم به کسی بدین، جوونای درون کشور هم که با این فشار اقتصادی و خفقان یک خطر بلقوه ای هستند رو تهییج کن و به دام سربازان گمنام بکشون تا دونه به دونه شکارشون کنیم. هر موقع هم که واقعیت داشت معلوم میشد، سادیسم توتعهء ایرانی رو علم کن(!) ماهم بازوهای متخصص خودمون رو وارد این فرایند میکنیم تا از تو مبارزی دیگر علم بشه. ماموریت مهمتر تو اینه که ببینی مردم کدوم علم و کوتل رو میپسندن تا زیرش سینه بزنن، علم "کوروش"؟ علم "پان ایرانیسم"؟ علم "ضد عربیسم"؟ باقیش با ما(!}. ولابد جدیدآ خودتون دیدید که چطور سران حکومت حرفهای ایران پرستانه رو در سخنرنیها و منابرنمازجمعه شون با غلضت وبوغ و کنا گنجوندن از جمله یاداوری ایرانی بودن بحرین و گفتن اینکه کورش ذولقرنین و هدیه خدا به ایرانیان است و و و(!) البته هم همایون و گاگولاش و هم قسمت پشت پردهء رژیم نمیدونن که دارن سرنا رو از سر گشادش مینوازن. راستی چرا در این برنامه ها از همه و همه چیز افشاگری میشه (مخصوصآ در برنامهء نوریزاده) حتی رهبری و سران مخوف وزارت اطلاعات، حتی از دخمه های تاریک ووحشتناک بند 209 اوین و شکنجه گاههای وزارت اطلاعات(!)، ولی حرفی از هاشمی رفسنجانی حداقل یک چهارم بقیه به میان نمیاد؟{اوه اوه اوه. . .بگذریم...چی گفتم!!!!!!!!}

آقای همایون، ایرانی مانیفستی نیست که تو میخوای معرفی کنی، زنان ایرنی همانانی هستن که در سایه احترام آنان، مردان تنها در این فلات، لقب طنزالود "زن ذلیل" را یدک میکشند.و اینکه نقش رزماوری وسیاست و هنر و ادبیات از گردآفرید تا گوهرشاد و فروغ و پروین، تا تهمینه میلانی و سیمین بانو و عبادی و و و مشهود است و ادامه دارد. به وضوح دیده میشوند و مرد ایرانی هموست که اگر نبود هیبتش وشرافت و جسارتش، نه برگ، که فصلول قطور ظلم به اقوام از جمله یهودیان و اعراب ورق نمیخورد و انوار حقوق در قعر تاریک تاریخ بر بدن بشریت تابیده نمیشد..ایرانی هموست که از گهوارهء فلاتش تمدن به جهان صادر شد و بین النهرین را گهوارهء تمدن شهره کرد تا امریکای مغرور در همین سال نو با گردنی از سر امتنان مجبور شود از این صادراتی که نه اورانیوم است و نه موشک قسام و نه دختر ایرانی( که خود تو با زیرکی گوئی در دستهء کوران هستی با آخوند و عباسیها و ملا دانشمند هم سخن میشوی و برای یک دلار بیشتر شرف خودت رو در کرنا میکنی حکم به خریدو فروش معامله شدن زنان مملکتت میکنی که بر فرض محال اگر هم اینگونه بود بای درخفا سروسامان داده بشهنه در بوغ وکرنای رسانه ای)، بلکه تمدن است تشکر میکند. خاک برسر جنبشی که توی وطن فروش ،توی ناموس فروش، توی پرچم فروش لوگوی آن باشی(!). فروهب رو روی کلاه چاپ میکنی و شیربالدار رو رو سوتین و شیر خورشد رو روی زیر پیرن و سکه(!). داوودین روستایی معلول ذهنی و بیگزادهء آدمکش و مامور امنیتی ودزد میلونها دلار سرمایهء ملت بدبخت رو به آخرین لحظت میاری با بازی با کلمات عدهای رو تحمیق میکنید و پیرزن و پیرمردهائی رو گول میزنی که تتمهء پسنداز در غربتشونو که خرج کفن و دفنشونه رو میچاپی و همین تعداد رو به توان ۶۰ کرده و با اسامی دیگر من دراوردی زیر نویس میکنی تا سیرکتو آباد جلوه بدی پولاشونو میذاری روی پولایی که بخشهایی از قدرتمندان رژیم بابت سردرگم کردن خلق الله غربت نشین بهت میدن، که گردن کلفت کنی روزگار ننگینتونو سپری کنی(!). در همین راستا مواد مخدر اهدائی حضرات(!) و "بی تی آی مودی" که مشتقات "مفاآمپفتامینه" رو در کنار هم میندازی بالا و ۱۲ ساعت فک میزنی و باز با چرب زبونی و هنر سفسته که از پستوهای حوضض علمیه پا گرفته و به تو هم آموزش داده شده(!)، باز به تخریب در صفوف غربت نشینان طرفدار وطنپرسان واقعی میپردازی(!). ننگ بر تو... میبینم آنروزی را که در کنار همین جانیانی ودجالانی که با خزیدن در عبای پیامبر صلح و دوستی و انسانیت و نشستن با منبر اهل بیت برحقش، از ایمان تاریخی ویکتا پرستی ازلی و ابدی مردمان سرزنینم، در درون مرز پرگهر به جنایت مشقولند به محکمهء عدالت کشیده شوی. اگر سران آدمخوار نازی ذر نورنبرگ به جرم هلوکاست محکوم شدند تو هم به جرم هلوکاست فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی محکوم میشوی. شک نکن.

  سیا

2      سیاوش   |

ماهستیم ! ما هستیم تا ملت رو بچاپیم

بذارین با جملاتی از حرفای ژاپه یوسفی مدیر تلویزیون تعطیل شده هما و مجری بیمارش (سرطان) داریوش شهنواز شروع بکنم که ایشون با استناد به نظرسنجیهای متعدد پایگاه نظرسنجی گالوپ گفتن: "نودو پنج درصد ایرانیان خارج از کشور اساسا محلی به سینه چاک کردنها و مقعد درانیدن وگلو متورم کردنهای تلویزیونهای سیاسی نمیگذارن چون به ماهیت اخاذی و چاپیدن این جماعت آگاهند." اون پنج درصد باقی مانده هم که از نظر خطکشی های سیاسی بازهم فراخور ذهن سنتی خودشان تقسیم میشوند، ساده دلانه (نمیگم ساده لوحانه)، تک تک عقیده و بینش مثلآسیاسی خود را به قطر و بلندی ترکهء چوبداران رسانه ای که حتی کوتوله ای سیاسی هم نیستند بلکه از نظر بینش سیاسی کوته فکرانی در توهم هستند (جرسومه های شیادی چون هخا و همایون و...) میسپارند و حتی امتحان نمیکنند که آیا این ترکه در دست انسانی سست بازوست یا قوی بازو!؟ البته که اینان(همان ساده دلهایی که در آن پنج درصد هم در اقلییت به سر میبرند) به خود زحمتی نمیدهند تا از گوشه ی امن خود خارج شوند تا درمواجهه ی حضوری لااقل با لمس درد و سوزش بر ماهیت شخصیت خود با فیزیک و متافیزیک اون ترکه ی کذایی آشنا شوند.البته دقت کنید، مسلمآ منظورمن این نیست که اندام خود به معنای اولیه جمله ی من، به دست چوبدار! مثلآ امیرحمید(شهرام) همایون بسپارند، { البته طی صد و اندی سالی که از کلید خوردن مشروطه خواهی و سیکل معیوب دمکراسی سازی ، اونم در سرزمینی با لایه های قطور سنت و نفوز سفسته روحانیت حتی در تفکرات و ادبیات روشنفکران!، مخالفان این نوشته از دید خود برداشتی کاملآ متفاوت رو کما فی السابق القا کرده و کامنت و ایمیل انتقادی میدهند که البته محترم است حتی مقرضانه(سیا)} بلکه مثلآ برداشتهایی که مورد نظر منه اینه که یک نفر از همین مثلآ اعضای طایفه ماهستیم، به صورت انتقادی امتحانی قلب منظور ایشان که همون سرکیسه کردنه خلق الله رو، فقط محض امتحان از طریق تلفن، هدف بگیرن ببینن این دزد با چراغ چگونه بعد ازاینکه تماس گیرنده هنوزسه کلمه از دهنش خارج نشده! تماس را قطع میکننه و به همون هوادارعضو خانواده و سینهء چاکی که تا همین دیروز از زبون همایون، "آریوبرزن" و "سورن" یا "آرتمی" و "تهمینه" و" گردآفرید" یاد میشد، بدون اینکه اجازه داده بشه حرفشو بزنه توی یه سوت به صف خیالی جاسوسهای اطلاعاتی و شکنجه گران رژیم آخوندی رانده میشه که ماموریت داره بزنه تو برجکهای مالی و اعتقادی خونواده ی ماهستیم! و اتفاقآ همین بابایی که به صورت امتحانی میخواست میزان تحمل این مدینه ی فاضله!!! رو که خودش هم از ساکنانشه و یا نقدپذیری شخص شخیص امیر حمیدخان همایون رو بسنجه، تمامی مدارک وابستگیش به جمهوری اسلامی! و صدای امریکا و نمیدونم چی چی شجره و عبدشاه و سگ و سوتک روی میزشه !!!! بابا این اعضای خونواده عجب روانشون پاکه پاکه!!! بابا منظورم فعلآ شماست، همین چهارتا و نصفی مثلآ اعضای محترم! فامیله! انسانم این همه شیربرنج؟ جون سیاوش یه کوچولو اون چیزی رو که اون بالا داری، به کار بنداز، پدر من، مادر من، خواهر من داداش گلم اون ذهن رو که نمیخوای آکبنده آکبند یا به قول خودمون آکه آک به اون دنیا!ببری. اون دوگوله رو که بهش میگن مغز، از بسته بندی خازج کن! به همون کورش بزرگ سوگند، اگه اون دوگوله رو از بسته بندیش خارج کنی! اصلآ به کاتالوگم نیاز نداری! فقط دوسه روز باهاش کار کنی(فکر بکنی) راه میافته. دقت کن:(( یارو سه ماه تمام واسه اون اختاپوس خوش خط و خال، هرروز پول حواله میکنه. "شورت و سوتین و کاندوم" با مارک "ماهستیم" و "فروهب"! یا "روشور و سبزی خشک شده" با امضای یه معلول ذهنی به نام آقای پهلوان میخره در قندون با عکس همایون سفارش میده! جالبتر اینکه زنگ میزنه و با کمال پخته شدگی در لجنزار حرفای همایون، در کمال بی هویتی! تتمه ی شخصیت خودشو هم زیر پا میذاره و زنگ میزنه به این آقا و میگه اسم زنم مثلآ "رقیه"ست ولی میخوام شما دست توی ثبت احوال خشتکت بکنی واسش یه اسم دیگه ی ایرونی بیرون بیاری!!!!؟ در آخر هم برفرض مثال آخرین تحمیق نامه یاباج گیری همایون خان یعنی آگهی پخش شده به این مضمون رو که :"بشتابید بشتابید، نوار بهداشتی با طرح کانال یک با نصب رایگان توسط شخص همایون از فردا در ساختمان کانال یک!!" رو از قلم نمیندازه و همین بابا از شب قبلش زنبیل میذاره اول صف دم در کانال یک، تا افتخار دست همایون بر ناموسش رو از دست نده!، اما این ساده دل بعد از یه تماس و انتقادی کوچیک اونم قبل از اینکه بتونه سوالشو کامل مطرح کنه، محکوم میشه به همهء اون افتراهایی که در بالا متذکر شدم. وای به حال اینکه بگه چرا من باید هرروز از حلقوم زنو بچم، پول خرج اتینای تو بکنم؟ حتی اگه منظورش این عضو مفلوک این باشه که با این سوال شخص امیر حمید(شهرام)همایون، این جرسومه ی توهین و تهمت رو وادار کنه ماهیت چاپیدنش رو در رنگ و لعاب کمک به آزادی ایران به افکار چند ساده لوح دیگه حول بده)).

حالا ببینیم که مثلآ بر فرض محال یه نفر مثلآ خود من موفق بشم جوری که بره روی ایر و همه بشنون، خیلی محترمانه سوال کنم: {آقای همایون، پدر من، این پولایی که از خلق الله میگیری رو خرج چی میکنی؟ شما که توی یه دخمه نشستی سر دوتا مخده روی یه جعبهء میوه(که کیکاووس با یه صندلی راحتی عوضش کرده) با دوتا هندیکم و یه کامپیوتر و یه پرچم و یه مجسمهء کلهء شیر، با چندتا تصویر گرافیکی واسه بک گراند، خودت هم گفتی که کارمندی نداری که بهش حقوق بدی، یه بابکه که از خیابون صداش کردی آووردی گذاشتیش اونجا برنامه سازهات هم مثل فاضلی و ضیا و هوشیارنژاد و عسل و باباش و... کلی پول یامفت بابات برنامه هاشون (بخونید حتاکی و بی ادبی به باورهای هموطنامون) میریزن تو کیست میمونه پولی که بابت 12ساعت اجارهء هاتبرد و تلستار! که به کومونیستا میدی! بی خودی هم چخان کنی که خرج جنبش میکنم جواب هست که با مدرک خارت بکنم، مثلآ رفتن به واشنگتون با خرج بانیان یه مراسم(اگه خودت رو با پررویی ننداخته باشی وسطشون) بعدش هم اونجا مفت و مجانی منزل پیرزنهای تنهایی که بدبختا پولشونو که واسه کفن و دفنشون پسانداز کرده بودن تا جنازشون رو زمین نمونه،به امید اینکه تو واسشون ایرانو آزاد کنی تا برن تو وطنشون بمیرن و پسندازشونو به همین امید میریزن توی جیب تو، میرفتی خونشونو مفت و مسلم میخوردی و میخوابیدی. این مثلآ تیوریسینهای تو هم که اسمشونو مدام میاری: کاووس و کرمونشاهی و بیژن ووو هم که خرجی ندارن که تو پول بهشون بدی چو از همه بیشتر بههت پول میدن. یه کم از این پول رو میدی بنجل میخری و سکه میاری و دولاپهنا میچپونی به یه مشت ساده دل، حالا با همهء این حرفا اگه شرف داری بگو با اون همه پول چه میکنی؟}علاوه براینکه کلی فحش و تهمت بهش تحویل میدی، باقیاسی مع الفارق جوابشو اینطور میدی که: {چرا اینا رو به خامنه ایی و احمدی نژاد و مدنظرهای پالیزدار نمیگی که پول بیت المال رو میخورن و یه آبم روش؟}. همایون خان چرا تجاهل میکنی؟ درست مثل جمهوری اسلامی که تا بهش میگی چرا سنگسار؟ چرا اعدام کودکان و چرا کشتن زهرا کاظمی و اون خانم دکتر همدانی و چرا نقض حقوق انسان؟ اونم مثل تو میگه: چرا گوانتانامو وچرا ابوغریب و چرا بگرام.کسانی که دم ار شرافت مزنن که نباید به صرف بد بودن دشمن! خودشون بدتر رو برگزینن!آخه کجا بدتر ولی شریف پیدا میشه؟

این هزارو خورده مثلآ عضو خونواده ای که تماس میگیرن و بیچاره ها از همه بیشتر هم تیغ خورده میشن، از نظر شخص نگارنده یا پیربیوگان مردانی هستند که در زمان شاه فقید مناسبی داشتن و بنا به هر دلیلی جلای وطن کردن و بعد ازفوتشان همسرانشان با آب باریکه حقوق پناهندگیشان روزگار میگذرانند که این همایون با هر حیله و نیرنگ ناشی ازگوشه های تیره و ناثواب ژورنالیستی همون رو هم ازشون میچاپه، یا اون دسته از مردمی هستند که سیاستهای متحجر حکومت اسلامی نما باعث گریزشان شده و در همین دسته آخری اقلیت کم فهم و ساده اندیششان در تور همایون میافتن. و مخاطب داخل کشورشان هم اون مردمی هستن که جبر حاکم یا معتادشون کرده ویا بیسواد گذاشتشون. لازمه اینو هم بگم که ممکنه به قشر دانشجو و فرهیخته در رد نظرم اشاره بشه و من میگم هیچ قشر فرهیخته و فهمیده ای گول چرندیات همایون و جماعت همفکرشون رو نمیخوره،جماعت همفکری که میون خودشون هم با هم سازگاری ندارن و جالب اینه که همشون هم میخوان تمام ژورنالیستهای اپوزوسیون مثل جوانان و شاغلان صدای آمریکا، مثل خودشون فکر کنن و با ادبیات چاله میدونی مردم رو در راستای چاپیدن تحمیق کنن وگر نه مزدورن. جالب اینه که هرکس که نقدشون میکنه رو اطلاعاتی جمهوری اسلامی میدونه بابا همین همایون هشیارنژاد که فقط به قول خودش کار فرهنگی میکنه ولی به محض اینکه یه نفر بهش زنگ بزنه و بگه مثلآ توی فلان شعری که گفتی مصرع دووم از بیت چهارم به جای مقیقه میگفتید شقیقه یا چه میدونم!دقیقه یا عقیقه ، ایهامتو نمودتر نمیشد!!؟ این بابا قطعش میکنن و میگن از دوستان اطلاعاتی ما بودن!!! یکی نیست بگه آخه مرد مومن تو کی هستی که سرویسای اطلاعاتی طی ربع سات ونیم برنامهء وارونهء فرهنگیت بیان سراغت. من نمیدونم این وزارت اطلاعات ایران چقدر پرسنل داره؟ چرا با این همه پرسنل، موساد و سیا و ام ای 6 رو قورت نمیدن و همه به قول همایون یه سازمان عریض و طویل در آمریکا تشکیل دادن و یه اتاق فکرو ماهواره هم در ایران درست کردن و کلی هم مزدور از حزب الله و حماس و بریگارد یگوسلاوی و شین فن ارتش آزادی بخش ایرلند و اتا در باسک جاسوسان بیکار جزء کا گ ب سابق رو اجیر کردن تا مواظب همایون باشن ولی لقمه رو دور سر بگردونن و حذفش نکنن. عجب جماعت یالقوزی هستیم که گول این اختاپوسهای عقیم رو میخوریم و به راحتی فراموش میکنیم که این همون همایونه که سری قبل کلی پول چاپید و دم عید با همون پولایی که پیرزنای تنها و پناهنده های بدبخت ما در اردوگاه ها ،برای کسب اعتبار و به رخ کشیدن خودش به باقی کوتوله های احمق سیاسی، جشنی آنچنانی به پا کرد و جیمی دلشاد و شهبال و مایکل رو به پارتیش آوورد و وقتی عده ای از اعزای خونواده جریان رو فهمیدن و اعتراض کردن، سناریوی دسیسه ای خنده دار رو طرح ریخت که مثلآ جمهوری اسلامی و اسراییل و اماراتک با شیخ ممد همجنس بازش و مهران عبدشاه آمدن و اول با یه سیمچین تمام سیمها و کابلهای ارتباطیشون رو بریدن و بعد از طریق قانونی از هاتبرد پایین کشیدنشون، بعد سه ماه با پولای این بدبختا عشق کنن و حالا که کفگیرشون به ته دیگ خورده دوباره با شگردهایی تازه وکیسه هایی نو پیداشون شده.

ما ملتی مذهبی هستیم، اصلآ به تفاوت ادیان یا رنگ و نوع و آیین یا مذهب کاری ندارم،ولی در این مجموعه غریب به اتفاق برنامه گذارها با عقده ای نشات گرفته از دافعهء پوچ از مذهب اصیل و تفکر ماکیاولیستی جماعت حاکم بر ایران،شروع به حمله به باورهای مردم میکنند شب قدر و روز بعثت واعیاد شعبانیه وعاشورا ورمضان و عید فطر و ووو، در تارو پودفکری این مردم تنیده شده از نوریزاده میپرسم که به گونه ای میتوان گفت تنها کسیست در مجموعه ناطقین کانال یک حق انسانیت رو ادا میکند و میان اقلیت جمهوری اسلامی و دیگر پیروان تشیع مرزبندی میکند آخه کدوم ایرانی باوجدان از هر مذهب و مسلکی رقبت میکنه به شبکه ای کمک کنه که فاضلیها وآتابایها و ویکتوریها وجوادیها درش به صحولت به باورها و نمادها و قدیسانش توهین میکنن و هیچ اولتیماتومی از سوی مدیریتش! بهشون داده نمیشه که هیچ بلکه باخزیدن زیر چتر دموکراسی به خود کردیت میده و برای خودش دسته گل میفرسته که من دموکراتم (البته بارها گفته سرشت و عملکردم من رضاخانیه).

پشت صحنهء برنامهء آخرین لحظه چه میگذره:

قبل از اجرای برنامه آخرین لحظه و هنگام ادیت هف هش ده تلفنی که خط و مسیر برنامه رو در راستای تحمیق بینندگان و متاثر کردن مردم نازنینی که پاکترین احساسات رو دارن:

برنامه رو با یه شعر عاشقونه شروع میکنیم. بعد میریم تا یه پلاتوی آتشی و دیالوگهای "ایرانی خام کنن" رو اجرا کنیم. به همون سبکی که از احساسات مذهبی مردم استفاده میشه تا پول و جواهر در پاکت نامه بذارن و بندازن تو چاه. بهتره در مورد موضوعی افسانه ای باشه مثل فروش خونوادهء شهدادر دبی و راس الخیمه. بعد از اینکه خوب اعضای خونواده رو خام کردم، به بابک یا باقری اشاره میکنم برن اتاق بقلی و به اون خانمی که توی سناریو قراره اسمش سراب باشه، بگن که صحبت بکنه، لازم نیست که زنگ بزنه به استودیو که خرج بیاد واسمون، فقط قبل از اینکه نوبت برسه که بیاد و اونایی رو که واسش نوشتیم بخونه بابک جان یه زحمت بکش و با سونی سانفورگ صداشو کاری کن انگار که از تلفن پخش میشه. سراب هم وقتی میاد یه سری اراجیف سوزناک با گریه و ماتم میگه که من از یه آپارتمان مجلل که هم تلفن ماهواره ای داره تا ردیابی نشم وهم دیش و ماهواره داره که اتفاقآصاحب این آپارتمان یه شیخ متعصب عربه که خوش نداره یه ذره از خاک ایران تو پهنه گیتی باقی بمونه ولی عاشق کانال یک و عضو خونوادهء ماهستیم تشریف داره، این عربه ازاونجایی که از من! مثل اسب عصاری تلاش جنسی میگیره برای اینکه در نبودش هم عذابم بده یه سیستم خفن کامپیوتر برام خریده با اینترنت سرعت بالا تا بتونم به راحتی با تمام خبرگذاریهای جهان در ارتباط باشم و عکس و فیلم از فروش ناموس ایرونیها تهیه کنم و براشون بفرستم،اتفاقآ این شیخ با نفوذ عرب داره به من کمک میکنه که از زندگی یه دختربچهء سه سالهء .آقای همایون میخوام بگم دخترای ایرونی! یه مستند سوزناک بسازم ووو . خلاصه بعد از کلی افسانه سرایی وگریه هایی تصنعی، که خود همایون هم برای اینکه گریهء هایی دختره سوتی نده! قطعش میکنه و میگه قلبم تیر کشید آقای آتابای بیا باقیشو اجرا کن تا من یه بی تی آی مود(بخونید کوکایین) بندازم بالا. . . ! و اراجیفی ساختگی که همه در این حد هستن. بعد از مردم اروپا میخوایم بیان به خاطر سراب که ناموس ایرانه به کانال یک پول بدن و ایرانیان درون هم یکی یه هزارتومنی بدن.. بعدش چندتا اسم الکی میخونیم که خیل مردم مدام دارن کمک میکنن و عضو هزار فامیل! میشن.این کار برای این خوبه که دنیا بگه بابا این همایون چه آدم محبوبیه؟! لامصب دست دالایی لاما و گاندی رو از پشت بسته! ولی خودش و دوروبریاش که میدونن همش چرندیاته. واسه همینم یه چوسی میاد که به جون بچم تا کمک نکنید کالربار پخش میکنیم.یکی نیست بپرسه اگه دوهزار اعضای خونواده داری که تندو تند کمک کردن! پس تکلیف اینا چیه؟اینا که مثلآ کمکشون رو کردن!.(مخالف قوی چرا به این بابا زنگ نمیزنه؟یعنی نیست؟ البته هست ولی چون از اسامی سناریو ساختگیش نیست در نهایت دموکراسی!قطعش میکنه. در راستای این سناریو چندتا آدمی که قراره نقش طرفدارای رژیم رو بازی کنن و در مباحثه با همایون کم بیارن و فرار کنن چندتا آدمی که از دوستای خودشن و در نهایت بلاهت..آی کیوشون چند درجه پایینتر از خوده همایونه.باید پرسید چرا یه آدم باسواد نمیاد بحث کنه؟ جواب هم اینه که آدم درست حسابی که فقط این برنامه رو واسه سوژه خنده تماشا میکنه و صرفش نمیشه هزینه بده.. تازه این بابا از ترسش قطعش میکنه. یه ساعت آخر برنامش وقتی میبینه کمکا چنگی به دل نمیزنه اینطور ادامه میده:"بابک جون یه ووله پخش کن.. تا کتم رو درارم و کراورتم رو شل کنم..! خب بیننده ها بذارین یه زوری بزنیم شاید دوزار کاسب شیم) دوسه تا از دوستای اطرافش زنگ میزنن و مثلآ میگن:مقبرهء کورش رو خراب میکنیم یا فلانه فلانه زنت ...!(عجب بساتیه! این بابا برای دوزا چاپیدن مردم حتی از ناموسش مایه بزاره و لباس زیرهای خانومش و گن های دخترشو هم بفروشه)... بعد همایون شروع میکنه به دادو بیدادو خشتک درآووردن از خودش و در آخر هم میگه: آهای ملت..اگه میخواین به اینا پاسخ بدین! برین به مارکتینگ و واسه من پول حواله کنید!.....عجب بساطیه به خدا.

سیا

2      سیاوش   |

حجمه به خلیج فارس..."هدف غرب، تمدن پارسی _ ایرانیست"

دور بزن

یاوه گوئی های بعضی مورخین مغرض غرب که در مورد ایران باستان گفته شده است و عمل اخیر نشریات غربی در خونریز نشان تمدن ایرن نشان از توتئه ایست علیه بیدار شدن شیر تمدن ایرانی که هر ایرانی را وا میدارد به نوعی در عقیم گذاشتن این حملهء "فعلآ رسانه ای" کوشش کند.مطلب زیر در مورد احترام همراه با ترس وتحسین مغربزمین به تمدن باشکوه ایران باستان است که در ادامه میخوانید: يونانيان کوروش کبیر را با ديده احترام وستايش آميخته با ترس می نگريستند . در شاهنشاهی بزرگی که وی و شاهان هخامنشی بوجود آوردند، يونانيان دستگاه وترتيباتی میديدند که با مال خودشان تفاوت بسيار داشت هماره در حسرت آنشکوه باقی مانده بودند ، زيرا در يونان هر شهری مستقل بود ودولت جداگانه ای تشکيل ميداد کوچک وناتوان،که اغلب با ساير شهرها دشمنی داشت .آنچه که در ایران مشاهده می کردند دولت هخامنشی بود که جهانی را فراگرفته ويک فرمانروا بنام شاهنشاه بر کل آن اقلیم حکومت می کرد. يونانيان(نماد اولیه غربی ها) عنوان شاهنشاه ايران را بواژه ی يونانی (بازی لئوس) بدون حرف تعريف ترجمه ميکردند يعنی شهريار و از شهرهای کوچک خود با ساخت حصارهائی چون حصار دژهای ایرانی و مستحکم استفاده میکردند همين نکته نشان ميدهد در آنموقع بجز آنکه حسرت کشورداری شاهنشاه ایران را در دل داشتن برای جلوگيری از توسعه سلطه ايران بر دولتهای کوچک يونان از هر شیوه ایرانی استفاده میکردند،و باز همین نشان از این بود که چه تأثير ونفوذی شاهنشاه پارسی بر صفحه خاطر آنان داشته است.ناکامی يونانيان آسيای صغير در شورشی که برپا کردند وافتادن شهر ملط بدست ايرانيان 494 ق.م ايمان يونانيان را بقدرت نظامی ايران و فر وشکوه شاهنشاه پارسی راسختر کرده بود.وسعت شاهنشاهی ايران وسپاه بيشماری که می توانست بکارزار بفرستد، آن کشور را شکست ناپذير نشان ميداد و حتی حمله به آن غير ممکن تصور ميشد. پايتخت های ايران چون شوش وهمدان وتخت جمشيد و پاسارگاد باندازه ای از يونان فاصله داشت که حمله کردن به آنهاغير ممکن بنظر ميرسيد.با وجود دوری پايتخت ها و شهرت افسانه ای آنها فرصت هايی پيدا ميشدکه يونانيها در باب ايران آگاهی های درستی بدست آورند. بسياری از يونانيان و از آن جمله خود هردوت جاعل بخشی از تاریخ بهنگام تولد ودر مدت عمر از اتباع ايران بودند. .مثلآ هيستی آئوس مورخ که بعنوان نماينده رسمی به خدمت شاهنشاه رسید در مورد جنگهای ایران و یونان مینویسد:ما در جنگ ماراتن پیروز نشدیم فقط شکست نخوردیم.

بگفته خود هرودوت ، ايرانيان از 5 سالگی تا 20 سالگی به پسران خود اسب سواری و تير اندازی و راست گويی مياموزند. نمونه اين عشق براستی را در رعايت پيمانها از طرف مردم و وفای بعهد از طرف پادشاهان ميتوان بخوبی ملاحظه کرد زیرا در هیچ کجای تاریخ باشکوه ایران باستان عهدو پیمانی از سوی ایرانیان شکسته نشد . مهارت وچالاکی آنان در اسب سواری وتير اندازی مورد ترديد نبود و هیچ نژاد و تمدنی هوش وجنگاوی وسوارکاری و انداختن تیر با کمان راچون پارسیان نداشت. چيزی که ايرانيان از آن تنفر داشتند نخست دروغ بود سپس بدهکاری ، زيرا شخص بدهکار ناگزير بدروغ گويی است.کوروش کبیر روزی بنماينده رسمی اسپارت فرمود که قومی مانند مردم لاسدمون فرومایه اند وموستوجب تنبیح،زیرا آنان محل معينی را در وسط شهر بدروغگویی وفريفتن يکديگر اختصاص داده اند. يونانيان از اوصاف ديگر ايرانيان نيز طبق کتاب هرودوت در شگفت بودند واين اوصاف همانقدر غير عادی بود که عشق آنان براستگوئی . اين ارجمندی و سروری ايرانيان بود که اسکندر را بر خلاف ميل مقدونيها معتقد کرد تا سعی نمايد ايرانيان را مساوی ودر رديف اتباع يونانی او قرار گيرند.

استرابو نظری بعقب افکنده ميگويد که از همه ملل غير يونانی ، ايرانيان بيشتراز يونانيان معروف بودند زيرا از ملل مذکور که بر آسيا فرمانروايی داشتند هيچ يک بر يونان حکومت نکرده بودند بجز ایران در حقيقت ایرانیان نخستين ملتی بودند که يونان را تحت حکومت خارجی درآورند.مورخ مذکور از قول اراتستن نقل ميکند که ايرانيان در زندگانی مدنی در الگوی يونانيان هستند.کتاب جغرافیای کهن-فصل15. بنظر يهوديان که مکرر در تحت رئيت ديگران درآمده بودند ايرانيان دشمن آزادی نبودندبلکه موحدينی بودند نيکوار که سلطه آنان از بسياری از اقوام ديگر بيشتر قابل تحمل بود. تلمیس مورخ یهودی میگوید قلمرو ایران مهد حقوق انسانها وقانونمندترین تمدن تاریخ است وبه همین دلیل است که ایرانیاه اعتقاد داشتند که پادشاه سایه اهوراست چو عدل در آن موج میزد.

همین که دولت اشکانی در مشرق زمين بوجود آمد بناچار مغرب زمين بايستی آنرا زود يا دير جانشين شاهنشاهی هخامنشی محسوب بدارد وبنابراين بايد با مهمترين دولت غربی (روم) داخل کشمکش شود. همیشه دولت روم خود را از طرف دولت ايران مورد خطر قرار میدید همچون که آتن و بقيه يونان مورد تهديد ايران هخامنشی واقع شده بود . با اين همه روميان که بجهانگشائی دست زده بودند بودند در مسير خود به شير مهيبی چون دولت اشکانی برخوردکردند .تقريبا مدت سه قرن دو دولت بزرگ غرب(روم) و شرق(پارس) برای سلطه یکی بر دیگری تلاش کردند ولی سالیموس پدرخوانده و آموزگار جنگی کراسوس میگوید دولت روم در برابر جنگاوران مخوف پارسی آنقدر نيرومند نبود که بر ایران مستولی شود وروميان جنگنجو مجبور بودن مقبل رقيبان اشکانی خود منعتف باشند. البته خصومت جنگ بین این دو امپراطوری سبب می شد که نظر روميان نسبت به اشکانيان رعب آمیز باشد. شکست وحشتناک روم در حران بسال 53 ق.م که در آن کراسوس سردار رومی جان و سپاه خود را از دست داد برای روميان که مدعی بودند بدون کوشش برهمه تفوق دارند هم نشان قدرت پارسی بود وهم لطمه زيادی بر غرور رومی وارد آورد. وهفده سال بعد نيز که آنتوان با مخارج زياد و بيهوده سعی تلاش فراوان کرد تا دژ هولناک تخت سليمان را در آذربايجان و ماد متصرف کند،ضعف رومیان بر پارسیان کامل تر شد. آوای آن هنوز در ادبيات روم طنين انداز است ويرژيل سردار و مورخ رومی ميگويد : ايرانی اشکانی وانمود به بگريز مینماید وناگاه بر گرده اسب به پشت برگشته تير اندازی ميکندبه زبان رومی اصطلاح (تير انداز اشکانی) ميراثی است. از تحسين ويرژيل و دنيای روم نسبت به تدابير جنگی اشکانيان : سواران تير انداز اشکانی جلوی دشمن بصورت ظاهری می گريختند ولی ناگهان بعقب برگشته بطور شگفتاوری ماهرانه تيرها را دقيقا بطرف تعقیب کننده خود می انداختند.

بعد از درس تدبير جنگی که در شکست (کراسوس) بطور مؤثر بروميان آموخته می شد حادثه مهيب و آموزنده سر بريده کراسوس به مغرب زمين نشان داد که اشکانيان ايرانی با روميان و يونانيان با هم بيک مدرسه نرفته اند، بتلیموس میگوید ایران سدی مستحکم بود برای دفاع از شرق وساکنان مشرقزمین هماره در پناه ایران آسوده میزیستند.ناپلئون با اشاره به نظر بتلیموس میگوید: در واقع میتوان اینگونه برداشت کرد که اگر امپراطوری آریائی پارس نبود تنها یک تمدن وجود داشت و آنهم تمدنی تمامآ به سبک مغربزمین بود. شکست حران علاوه بر سر افکندگی نظامی ودرس مهيبی در سنجش تمدن ها برای مغربزمین بود، نتايج ديگری نيز در برداشت که یکی از آنها این بود مغربزمين نه تنها در باب قدرت ایران اشکانی اطالاعات مستقيمی بدست آورد بلکه در خصوص فرهنگ وعلوم پیشرفته وحقوق انسانها درسهای فراوانی آموخت. اشکانيان پيروز، سربازان اسير رومی را ازراه کشور اشکانی بمرو فرستادندو از ميان آنها کسانی به روم برگشتند که يکی از آنها پلين ارشد بود که شرح صحيحی در باب اقلیم وتمدن پیشرفته پارسی ایرانی را قارد ساخت.

نويسندگانی چون استرابو و پلين و بطلميوس در اين مدت با مجاهدت اطلاعاتی از منابع قبلی درباره ایران بدست آوردند .به اين ترتيب آشنائی و احترام مغرب زمين به ایران باستان افزايش يافت .بدون ترديد وقتی دو دولت بزگ مزرهای مشترک داشته باشند همیشه اصتحکاک میان آنها برقرار است و لازم نیست برای این تصادم دلیل اقتصادی ذکر شود ولی نکته قابل توجه این است که اشکانیان نه فقط بر سر قدرت بلکه بر سر تجارت با روم نیز رقابت داشتند. ابریشم چینی کالاهایی بود که تنها از راه کشور اشکانی ممکن بود به روم برده شود و هیچ اسباب تعجب نیست که دولت اشکانی خواسته باشد از این موقعیت استفاده کند. دولت اشکانی نه فقط ابتدا نیازمندیهای خود را رفع می کرد آنگاه اجازه عبور باقی کالا را به مغرب می داد بلکه برای متاع مذکور بهای گزاف مطالبه میکرد. چون در دنیای روم قدیم روم ابریشم طالب بسیار داشت این انحصار تجارت بسیار دل آزار بود ولی رومیان نتوانستد وسیله ای برای درهم شکستن این انحصار که در دست ایران بود پیدا کنند.شاهنشاهی ساسانی که از 226 میلادی تا نيمه قرن هفتم دوام داشت از نظر مردم معاصر مغرب زمين جانشين دولت اشکانی و رقيب و دشمن روم بود. در تمام اين مدت طولانی دو دولت مذکور بجنگ هايی اشتغال داشتند که در حقيقت ادامه ی نبردهای دوره "اشکانی وزد وخورد بين ايران هخامنشی ويونان" بود. مغرب زمين نيک بخت بود که دو نويسنده مهم بنام آمیانوس مارسلينوس و پرو کوپیوس را داشت که هم سرباز بودند وهم مورخ وتوانستند شرح سپاه ساسانی و روشهای جنگی آنان پرداخته شود. همين قدر کافی است گفته شود که بوسيله این دو سرباز مورخ و بوسايل ديگر مغرب زمين ملتفت شد که ايرانيان ساسانی مردمی دلاور وبا استعداد بودند ونمونه مهمی از اين استعداد آنها اختراع و بکاربردن چيزی بود که در آن وقت بکلی سلاح تازه بشمار می رفت و آن آتش بود. وهمانا همين اکتشاف ايرانيان بود که باعث شد چند قرن بعد کالی نی کوس ماده ای برای سوختن در آب احتمالآ "نفت" بنام آتش يونانی پيدا کند.

چند سال بعد از استيلاء اردشير بر اشکانيان در 226 ميلادی،روميان متوجه شدند که يک دولت جديد نظامی بسيار مهيبی در مشرق بوجود آمده است. شکست سختی که اردشير درازدست بر سوروس امپراطور روم وارد آورد در روم باعث هراس و وحشت شد تا آنجا که هروديان مورخ معاصر آنرا بزرگترين مصيبتی شمرد که بر روميان نازل شده. با آنکه شکست مذکور ضربت سختی بود ولی باندازه فاجعه حران عظِم نبود . اين جنگ که بيشتر از شکست های قبلی باعث خفت روميان شد وبه حيثيت آنها لطمه وارد ساخت به گفته هردویان در طول تاریخ روم باستان بی سابقه بود که در 260 ميلادی در اورفه بوقوع پيوست. در اين جنگ شاپور اول پسر و جانشين اردشير نه تنها والرين امپراطور روم را شکست داد بلکه او را نيز به اسارت گرفت.

مورخان بعدی واز جمله لاکتان تيوس درباره رفتار تحقیر شاپور نسبت به امپراتور اسير سخنانی به گزاف رانده که در برابر تحقیر مداوم رومیان قابل درک است ولی اندولیوسس مورخ میگوید آنچه به شأن وحيثيت روميها صدمه زد اسارت امپراور بود نه طرز رفتار بعدی با او.هنگامی ژولين امپراطور روم مبادرت بگرفتن تيسفون پايتخت ساسانی کرد وبه ناکامی ومرگش بر اثر جراحات وارده خاتمه پذيرفت روميها باندازه کافی به خميره وغيرت جسارت و مهارت دشمنان ایرانی ساسانی خود پی بردند. البته در اين جنگ ها روم هم مغلوب شد وهم پیروز ولی مانند دوره اشکانيان نتيجه مخاصماتش طولانی وشکست خوردنشان قاطع نبود و بعد از یک پیروزی کمرنگ متعاقبآ شکست می خوردند.مواردی پيدا ميشد که مؤلفين ميتوانستند برای نشان دادن اختلاف ايران ساسانی را بنحو بهتری بنگرند. يکی از اين موارد وقتی است که دوستی بين آرکاديوس امپراتور معاصر با يزدگرد اول برقرار بود.آرکاديوس بحدی برای يزدگرد احترام قائل بود که سرپرستی پسر جوانش تئودوزيوس را بوی سپرد و او نيز از روی ميل اين وظيفه را پذيرفت وبا کمال صميميت اجرا کرد.

اکنون ما بنظر مغرب زمين درباب حکمت ايران در دوره ی ساسانی می رسيم در باب وسعت معلومات فلسفی ایران در زمان نخستين پادشاهان اطلاع دقيقی در دست نیست.بديهی است که متفکرين مغرب برای فلسفه ايران اهميت زيادی قائل بودند زيرا فلوطين مايل بود برای مطالعه ی آن به ايران مسافرت کند وبرای رسيدن به اين مقصود به همراه گردين امپراطور روم در لشکرکشی بر ضد ايران در سال 242 ميلادی حرکت کند.چون اين قشون کشی با ناکامی وافتضاح پايان يافت هيچگاه فلوطين قدم بخاک ايران ننهاد ونتوانست فرصت زيادی برای تماس مستقيم با حکمای ايرانی پيدا کند. آنچه که واضح وروشن است اين بود که انوشيروان صميمانه به علم وادب دلبستگی داشت وترديد نيست که استقبال وی از دانشمندان يونان وسوريه چون اورانيوس وهفت فيلسوف مشرک وهمچنين تأسيس مدرسه ودانشگاه معروف جندی شاپور ، پيشرفت دانش و حکمت را در ايران تشويق کرد وتوسعه عرفان و تصوف را در ازمنه بعد تا حدی تسهيل نمود. محصولات عالی و فاخر و دستگاههای بافندگی ایران تاثیر بسیار در مغرب زمین به جا گذاشت. طبق کتب سیدونیوس اسقف کلرمن منسوجات ساسانی در قرن پنجم میلادی در مغرب زمین همه جا تا بیزانس مورد ستایش بود. در حالی که منسوجات زیبای ایران شوق و هنرمندی مغرب زمین را بر می انگیخت استیلای ایران بر تجارت ابریشم مانند دوره ی اشکانی احساسات دیگری بوجود می آورد.ساسانیان مانند اشکانیان در دوره قبل بر راههای ابریشم نظارت سخت داشتند و برای اتباع خود لازم میشمردند با بهای بالنسبه کم بر می داشتند.

سیا: در اینجا لازم مدانم نظرات ناپلئون را در مورد جعل تاریخ باستان توسط امسال هردوت بیان کنم.متأسفانه گوئی محاجمان غربی عادت دارند که با هر حجوم که به پیروزی منتج میشد اسر فرهنگی و کتب تاریخی را نابود میکردند.مثال بارز آن حمله اسکندر و نابود کردن اوستا و تخت جمشید و اخیرحمله آمریکا به عراق وتاراج موزه ها کتابخانه های عراق است. ناپلئون بناپارت:بدیهی است که اسکندر با سوزاندن اوستا وتاریخ باستان ایران و نابود کردن کتابخانه های بزرگایران باستان در تهاجم اقوام وحشی(سفت وحشی به خاطر دشمنی با فرهنگ در سوزاندن ونابودی کتابها و اسناد تاریخی به کار برده شده)جای یاوه گوئی و افسانه پردازی برای مورخان غربی امسال هردوت فراهم کرده بود.خلاصه آنکه مغرب زمین به ایرانیان برای دلاوری در جنگ،کنجکاوی آمیخته به ترس،برای عقاید مذهبی و بالاخره ستایش برای منسوجات احترام عمیق داشت.حال اگر ترسی واقعی از شرق در دل غربی هاست، اول ترس از شیر در حال بیدار شدن ایران است و ترس از اسلام و بعد چین در رده های بعدی قرار دارد.

 فیلترشکن

2      سیاوش   |

مکث

آمریکا مجبور است این گزارش دوپهلو را بدهد

من آمريکائيان را خوب درک می کنم. دقيقاً معنای گزارش مدير امنيت ملی آمريکا را می فهمم. آمريکائيان مجبور بودند اين گزارش دو پهلو را بدهند چون اثر آن بمراتب موثرتر از گزارش تخلف و انحراف ایران به سمت جنگ افزار هسته ایست. چرا؟!! به نكات منفي آن ميپردازيم: اگر آمريکا گزارش فعاليت اتمی ايران را مثبت گزارش ميکرد خواه ناخواه جهان با ديده شک و نادرست به آن می نگريست و باور نداشت. زيرا سازمان سيا و امنيت ملی آمريکا در جنگ عراق گزارش از مثبت بودن اتمی و ابزار مرگ دستجمعی را ارائه داده بود که چيز ديگر از آب درآمد. جهان هنوز هم به ريش آنها میخندد. البته من شخصاً اينکه آمريکا در عراق چيزی نيافت که ثابت کند صدام سلاح مرگبار گروهی را دارد، باور ندارم. زيرا اگر آمريکا و غرب چنين سلاحهايی را در عراق می يافتند. آبروريزی آن بمراتب بيشتر می بود. زيرا جهان آنگاه می پرسيد چه کشوری اين سلاحهای مرگبار شيميايی و يا هستی را در اختيار صدام گذاشت. پس ترجيحاً بايد می گفتند که چيزی نيافتيم که آبرويشان کمتر میرفت. آری برای جبران چنين گاف بزرگی در عراق بهتر می بود مدير امنيت ملی آمريکا گزارش دو پهلو بدهد و مسئوليت را از دوش خود برهاند و بر شانه ديگری بنهد. دنباله کار را بايد رئيس جمهور و کشورهای ديگر بعهده گيرند و بگويند ايران هنوز در پنهان سلاح اتمی توليد می کند. چنين گزارشي اثرات منفي نيز دارد وبهانه بدست ديگران ميدهد کمااينکه واکنش بسياری را در پی داشته است.اين خود بهانه ايی در دست چين و روس ميگذارد که بگويند حال برنامه اتمی که منتفی است پس بنابراين مسئله فشار بر ايران نيز بدين منظور بی معنی است. اين بار اول نيست که آمريکائيان تف سربالا پرتاب می کنند. نمونه بسيار داشتيم از ابوغريب گرفته تا بگرام و گوانتانامو وزندانهای مخفی در اروپا یا سناریو ربودن مضنونین از خاک کشورهای اینسوی آتلانتیس موارد ديگر... ،در این راستا مشاهده میکنیم در طول 5 یا 6 سالی که از جنگ با مثلآ تروریسم میگذرد ، حکومت ما از ابو غريب و بگرام ووو برای خوراک داخلی عليه آمريکائيها بهره برده است. جالب اینجاست که سربازان انگليسي نيز همان اعمال آمریکائی ها را در ابو غريب مرتكب شدند ولي صداي آن يكسال بعد و به صورتی محدود درآمد.

گزارش سازمانهای جاسوسی/امنیتی ایالات متحده اتحاد نوپا میان تروئیکاء اروپائی با آمریکا را پاره پاره کرد،به این دوپاره گی مواضع سنتی چین و روسیه را که اضافه کنیم،شاهد میباشیم اتحاد شکنندهء 1+5 در حال انهدام است.(آیا شک برانگیز نیست که این اراده در دولتمردان تهران و واشنگتون وجود دارد تا حالت تخاصم و جنگ سرد حفض شودتا هر دو طرف با مشغول نگه داشتن سایر کشورها به گشتن به دنبال راه حل عملآ دستشان را از منافعشان در منطقه کوتاه کنند و از پای گذاشتن در معرکهء خاور میانه ملتحب وحشت زده باشند و به قول معروف عطایش را به لقایش ببخشند؟).مثلآ میبینیم گزارش کذائی در حالی ارائه شده که بعد از مدتها چانه زنی و اخم کاخ سفید نشینها بر دولت فرانسهء تحت حکومت شیراک،حال با روی کار آمدن دولت سارکوزی اراده ئی به وجود میآید که در قضیه اتمی ایران پاریس در کنار واشنگتون و لندن و تا حدودی برلین قرار میدهد و در همین راستا هم مشاهده میکنیم وزير خارجه فرانسه بتازگی در کشورهای حوزه خليج فارس ادعا میکند مدارکی در دست دارند که نشان میدهد برنامهء هسته ئی ایران کاربرد پنهانی تسلیحاتی نیز دارد!حال درست یاغلط از دید ما، گزارشی از درون نهادهای پیچیدهء امنیتی آمریکا که عنوان غولاساترین سازمانهای جاسوسی جهان را نیز یدک میکشد و ظاهرآ نوک پیکان فشار بر دولت ایران ست،خارج میشود که عملآ تمام فشارها بر ایران را خنثی میکند.پس از اينکه فرانسه با يک چرخش 180 درجه ايی بسوی آمريکا برگشته و گزارش از پنهان کاری در برنامهء اتمی ایران ميدهد، گزارش سرويسهای امنيتی آمريکا از ديد فرانسه مضحکه کردن پاریس نیست؟آیا این خنجری نیست که از پشت خورده؟آیا این بهترین دلیل برای غیر قابل اعتماد بودن آمریکا نیست؟گوشه ائ از سناریو چنین نمایش داده شد که حضرات کاخ سفید نشین اجازه مانور سياسی به احمدی نژاد دادند و با ترساندن عربهای منطقه اقدام به فروش هنگفت انواع اسحله به کشورهای عربی نموده و انواع قرادادها را به امضاء رساندند.!!! يک احتمال ديگر که می تواند در تهيه اين گزارش اثر مضاعف گذاشته باشد گفتگوهای پنهان آمريکا و ايران در عراق و ترکيه می باشد که در برابرش امتيازاتی در جهت آرام شدن عراق و مسائل ديگر که ردو بدل شده است،مِیباشد. که ديديم آزادسازی اسرای ايرانی در دست آمريکا، بيرون آوردن نام رفسنجانی از ليست تروريستهای آرژانتين ووو.. سرويسهای امنيتی آمريکا با اين گزارش دوپهلو موضع خوبی گرفتند و راه را برای برداشت دلخواه دیگران باز گذاشتند و آبروی رفته در عراق را تا اندازه ايی بهبود بخشيدند.

براستی چه چيز برای آمريکائيان اهميت دارد و آمريکا از آن احساس خطر ميکند؟

طبق شرايطی اصلاً اتمی شدن ايران مورد نگرانی آمريکا نيست. زيرا موشک اتمی را پاکستان نيزدارد. اگر روحانیون ایران هم بـخواهند ميتوانند داشته باشند ولی نبايد در سبد قطبهای ضد آمريکايی چين و روس قرار گيرند. آيا نقض حقوق بشر جداً آمريکائيان را نگران می کند؟ اينجا بايد خيلی رک گفت که بحث بر سر حقوق بشر يا دمکراسی و ساير حرفهای دلربا نيست. همانطور همگان گواه اين زد و بندهای سياسی منطقه هستيم می بينيم که چگونه در پشت غبار هسته ايی ايران قرادادهای کلان بسته می شود. اولين چيزي كه در غبار بازيهاي هستي گم مي شود همانا حقوق و زجر مردم ايران مي باشد. ديديم که تا چندی پيش شرکت هالیبرتون به همراه انگليس در ايران چگونه تاخت و تاز می کرد. همين شرکت در عراق کشوری که۴ سال تمام نه حکومت داشت نه چيزی کنترل کامل بر خروج نفت عراق از بصره را داشت و هنوز نيز دارد(بگذار ببرند! ما که بخيل نيستيم). ولی بدانيم که همه اين غارتهای نفتی که زير نام دمکراسی انجام می پذيرد، كند كردن حرکت به سوی آزادی وووو میباشد.

آری بگذاريد فرياد بکشم. آنهم با صدای بلند. پيش از انقلاب به شاه ايران گير ميدادند که دمکراسی را رعايت نمی کند!! دمکراسی شما حضرات را ديديم. اين حق من ايرانی است که بدانم در منطقه چه می گذرد.ما را نسل سوخته قلمداد میکنند. آری ما همانيم که با زندگی و سرنوشت ما بازی شد. اين حق من است كه بدانم چگونه و چرا جنبشهاي منتقد ولايت فقيه از هم پاشيده ميشود؟ حال برخی ها با کمال خونسردی نشسته اند مقاله از صلح می نويسند. درست زمانی از صلح می گويند که آخوندها فرياد صلح و نجات ملی سر ميدهند.آيا شما آقايان روشنفکر ، سياسی و غيره از مزد بگير وابسته تا غير وابسته، يادتان هست كه آمريکائيان خطاب به صــــدام حــسيـن چه می گفتند؟ ميگفتند صدام يک حرامزاده است ولی زاده حرام ماست. کاملاً درست بود. تندروهای خشک مذهب جای گرفته در لایه های حکومت نیز همينطور هستند آنها نيز زاده مولود نامیمون همين کنسرنهای بزرگ بين المللی هستند. آيا يادتان هست كه چگونه با حمايت از خاتمي پیروزی جنبشهای آزادیخواه را به عقب انداختيد؟چند سال است که با آمدن احمدی نژاد با مطرح کردن اينکه روحانیون تهران بمب اتمی میسازند و ما حمله نظامی خواهيم کرد، به همان اندازه چانه زنی و بازخواست مردم از مسند نشینهای قرون وسطائی را بتعويق انداختيد كه خاتمي وحاميان آن بتعويق انداختند. اکنون پس از چندين سال بازی اتمی گزارش ميدهند که حضرات از خيلی وقت پيش غنی سازی اتمی انجام نمی دهند؟؟! همين امروز و فردا نفت را به بهای 100 دلار میرسانند که این بهشت کمپانيهای جهانی و بهشت ملاهاست که به همان نسبت درآمد زيادی برای بال کشیدن و نيرومندتر شدن دارند. بجای چند سال بازی موش و گربه اتمی و محاصره های صوری اقتصادی اگر به جوانان و جنبشهای دمکراسی خواه و آزادی طلب کمک ميکرديد کار به اينجاها نمی کشيد. اين بهانه ايی بيش نيست که روس و چين نمی گذارند. مگر وقتي عراق را يک شبِ ِ صاف وبا خاک یکسان کرديد منتظر سازمان ملل يا ساير کشورها مانديد؟حال نبايد اين احساس به ما و مردم دست دهد که آمريکا هويج را به آخوندها ميدهد و چماق بر سر مردم مي كوبد؟ اگر هدف شما مبارزه بدون جنگ بر ضد استبداد در زير سايه صلح است،كسي مخالفتي ندارد. مردم ايران بدون جنگ در خيزش فراگير 18 تير بپا خاسته بودند، ولی چه شد؟ به اين جنبش خيانت کردید. در آن هنگام نه چشمی در جهان بود که دانشجوان را ببيند و نه گوشی بود که فریادشان را بشنود. برعکس آنها بکمک ضاربان شتافتند و با از کار انداختند ماهواره ها جنبش 18 تير را در نطفه خفه کردند.مضحک اینجاست که همینها اکنون بدنبال شنيدن صدای مردم ايران هستند.اگر اتم مشکل آمريکاست و اگر حضرات از غنی سازی دست بردارند، آنگاه ديگر آمريکا مشکلی ندارد؟ آيا آنگاه حضرات می توانند همانند معمرقذافی به تداوم حکومت بپردازند؟ پس ميدانيم چه چيزی سبب نگرانی آمريکاست و مردم تا چه اندازه برای دمکراسی جهان آزاد اهميت دارند.اتم مشكل شماست نه ما مردم ايران. شما اين حق را نداريد كه ظالم را مانند معمر قذافي در امان بگذاريد. بگذاريد با برهان بگويم که: "ساده انديش ترين و ابله ترين انسان روی زمين کسی است که به این دمکراسی اهدائی آمریکائی ايمان کامل داشته باشد."

کسی که به دمکراسی ايمان کامل داشته باشد درست مانند همان انسان آرمانگرا و مطلق گرايی است كه آزادی انسانها را در عقيده و آرمان تک بـُعدی خود می پندارد. گمان می کند که تنها قوانين الله يا مارکسيزم است که ناجی بشريت است. کسانيکه به دمکراسی از همين ديد می نگرند دست کمی از آنها ندارند. آن دمکراسی که ايرانيان تشنه بدنبال آن هستند غربيان سالهاست که از آن بصورت ابزاری برای سيرآب کردن منافع و شرکتهای فرامليتی خود بهره می گيرند و برای رسيدن به مراد خويش از هيچ جنايتی چشم نمي پوشند.

دمکراسی يک قوائد و کليت نسبی دارد. ما بدنبال همان نسبی بودن آن هستيم چون جايگزين بهتری نداريم.(شايد بازگشت به عهد کوروش بهترين جايگزين باشد) وگرنه با نام همين دمـکراسی بود که کـُـشنده ترين ابزار کشتار گروهی را در دست جانيان قرار دادند. با نام همين دمکراسی بود که جهان با تندروهای حاکم بر ايران ساخت و آدمکشان آنان را در اروپا آزاد گذاشت و در عوض صنايع مونتاژ و بونژل از رده خارج را در ايران گسترش داد. آری با ما از دمکراسی و حقوق بشر نگوييد. از سکوت مردم ايران سوء استفاده نکنيد. تاريخ اگر زبان ميداشت فرياد می کشيد. با ديدن اين بازيهای کثيف سياسی من جداً دلم بحال آن سربازان بدبخت آمريکايی می سوزد که گمان می کنند برای آزادی يا رهايی مردمی از يوغ ستمگران آن منطقه به آنجا آمده اند. بی آنکه بدانند حافظان و نگهبانان واقعی کنسرنهای نفتی هستند. آری سربازان قربانيان زد و بندهای کثيف نفتی هستند بی آنکه خود از آن بدانند.

چگونه آمريكاييان مي توانند با آن همه كشته باز دوباره با قاتلان سربازانشان پشت يك ميز بشينند؟ اگر قرار است مثلا با جمهوری اسلامی بجنگيد و نام سپاه پاسداران را در ليست تروريستی قرار دهيد ممکن است فردا بازدر کنار آنها بنشنيد.بازی سياسی گربه رقصانی.درست مثل مجاهدین کسیف خلق. مجاهدين خلق را نيز برای خوش رقصی برای آخوندها وباج گرفتن و امتيازات اقتصادی در ليست تروريستی قرار دادند و امروز در کنار همان تروريست ديروزی ودوست امروزی می نشينند وبرای آخوندها خط نشان می کشند!

پس معنای تروريست را نيز فهميديم.

ما نگران آن نيستيم که گزارش سازمانهای جاسوسی جلوی جنگ را بگيرد. نخير خوشحال هم می شويم ولی اينگونه گزارشات تنها اختلاف در ميان جبهه ضد راستگرا و ضدچپ میافکند. اينگونه گزارشات آبروی خود آمريکائيان را زير سئوال می برد و دوستان آنها را دور مي سازد . اينگونه برخوردها دوستان تازه بازيافته آمريكا دوباره از مدار خارج مي كند. نگران جنگ و چيزهاي ديگر که در دسترس و توان ما نيست،نباشيم و سرو کـلّه نشکنيم اگر قرار باشد جنگي بشود مي شود. همين آخونده اگر لازم باشد جنگ به راه میاندازند. همانطور که فرزندان ديگرشان مانند صدام و طالبان جنگ براه انداختند. فرقش اين است كه اينبار روسها و چينيها از دو جنگ پيشين درس گرفتند و شرايط را سخت تر كردند آيا اينكه فقط روس و چين هستند كه آمريكا را دشمن ميدانند من شك دارم. آمريكا ضربه نخست را از دوستان خود مي خورد ســپس از دشمنان خود اين رسم تاريخ سياست است. زيرا دوستان آمريكا بخاطر تقسيم بازار، بيشتر از دشمن ظاهري به آمريكا ضربه ميزنند. دشمنان آمريكا آن صنعت پيشرفته را براي جايگزيني صنعت كشورهاي جهان سوم را ندارند.پاينده ايران. به اميد ايرانی آزاد و بدور از ستم.

   سیاوش   | 


مصاحبه با ولیعهد سابق ایران(شاهزاده رضا پهلوی) 

ولیعهد سابق ایران، شاهزاده رضا پهلوی، مخالفت خود را با هرگونه اقدام نظامی علیه کشورش را اعلام داشت، و گفت که بهتر آن است که به ملت ایران، کمک شود، تا خودش را از چنگ رژیم فعلی رها سازد.

پهلوی به الوطن فاش کرد که او تلاش میکند تا رژیمی دموکرات و لائیک در ایران برقرارشود، تا موزائیک ملت ایران را حفظ کند، و احساس وابستگی به کشورشان را داشته باشند. وی اشاره کرد که مشروطۀ پادشاهی، به رشد و ترقی ایران کمک خواهد کرد.

وی یادآور شد، که بازگشتش به قدرت به عهدۀ ملت ایران خواهد بود، که دراین باره تصمیم خواهد گرفت. و تاکید کرد که رژیم فعلی در ایران، از هر شیوه ای برای برآورده شدن ایدئولوژی خود، حتی اگر باعث بهم ریختن ثبات کشورهای همسایه گردد، دریغ نمی کند. نمونه اش آنچه که در عراق، انجام میدهد.

پهلوی که اخیرا برای متحد کردن اپوزیسیون ایران فعال شده، گفت: کشورهایی که درحال حاضر با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم ایران اعمال کنند، تا او را از دسترسی به تکنولوژی هسته ای، باز دارند، قبلا به ایران (دراین باره) و قبل از رسیدن رژیم فعلی، کمک می کردند. دلیلش هم شفافیت و اعتماد و احساس مسئولیتی که به پدرم داشتند.

پهلوی در مورد روابط میان دو ملت کویت و ایران، ابراز افتخارکرد، و یادآورشد که منطقه در انتظار دوره ای جدید بر پایۀ دوستی و رفاه می باشد. و در مورد جزایرگفت، مسائل مشترکی هست که می توان، بنابر آن (روابط) را ساخت، و توضیح داد که دورۀ کشمکش ها، به دورۀ اعتماد، و رفاه تبدیل خواهد شد.

جزئیات این گفتگو:

- بطورکلی، نظرتان دربارۀ سیاست های رژیم ایران، چیست؟

شاهزاده رضا پهلوی باید طبیعت بنیادگرایی رژیم مذهبی در ایران را مد نظر قرارداد، تا بتوانیم نیت های او را درک کنیم. از سال 1979 میلادی، سران رژیم، از خود خمینی گرفته، شروع به صادرکردن ایدئولوژی تندرویانۀ (خود) کردند. هدف اساسی رژیم ایران، همانا قراردادن دیگر رژیم ها (ی منطقه) در همان چارچوب نظام خود بود. آنهم به هدف تاسیس خلافت اسلامی جدید شیعه، که در قانون اساسی (خودشان) هم اشاره شده است. برای برآورده شدن این هدف، رژیم تلاش میکند، تا فشارهای داخلی اش (برمردم ایران) ادامه داشته باشد، و در عین حال در خارج ایران، دست به اختلافات منطقه ای و جهانی میزند، تا کسی متوجۀ معایبش (درداخل) نشود.

- آیا خواهان دوباره بازگرفتن سلطنت ایران هستید؟

* من به جوهر آیندۀ ایران، و نه به شکلش اهمیت میدهم. هدف سیاسی من درحال حاضر، رهبری حمله ای قوی، علیه رژیم مذهبی و خلع آن، و تبدیل کردن آن به رژیمی مدرن، لائیک، دموکراتیک و پارلمانی. هنگامی که این هدف برآورده شد، ملت ایران به صندوق های رای میرود، و با آزادی تمام، کسی را که بر آنها حکومت کند، انتخاب می کند. آیندۀ من را خود ایرانیان، تعیین می کنند. و من آمادۀ خدمت به آنها هستم، در هرجایی که مناسب می دانند.

- ارزیابی شما نسبت به اعدام هایی که از سوی رژیم ایران صورت میگیرد، چیست؟

* رژیم ایران با مشت خفه کننده، و با نیروی وحشی گری خود، و سرکوب هرآنکس برعلیه او قیام کند، هم چنان ادامه می دهد. (رژیم حاکم برایران، تحمل هیچ نوع مخالفتی را از سوی مردم ندارد. او از آغاز با بکارگیری وحشی گری در سرکوب مخالفانش، تا حال حاضر، این سیاست را ادامه داده است). رفتارها و اعمال نادرست (غیرانسانی) همانند، اعدام های علنی، سنگسار زنان، و اعدام جوانان خردسال، شیوه های وحشیانه ای است، که رژیم آن را بکار می برد، تا به کسانی که از او جدا میشوند، (مخالف او هستند) هشدار دهد. (درواقع) این شیوه ها با زندگی شرافتمندانۀ انسانی (کاملا) مغایرت دارد.

- دیدگاه اتان نسبت به روابط ایران با کشورهای عربی چیست؟

* قبل از هرچیز، بایستی در پی دولتی دموکرات و مسئول در برابر شهروندانش باشیم، این دولت سعی خواهد کرد، فضایی از اخلاص و گرمی با همسایگانش داشته باشد. برآن دولت لازم است که نیرویش را بهدرندهد، چون منطقۀ ما، عرصۀ تاخت وتاز میان شرق و غرب، و شمال و جنوب بوده، همانند دوران جنگ سرد. امروز همان کشمکش ها را داریم، ولی بصورت های مختلف تجلی می کند، از جملۀ آنها خطرتسلیحات، و افزایش مسابقۀ تسلیحاتی درآن.

درآینده، ما از طریق دوباره بازسازی پیمان ها و تقویت روابط فرهنگی و حل اختلافات قدیمی و سرمایه گذاری با کشورهای منطقه، تلاش خواهیم کرد. زمان هم تمام زخم ها را خوب می کند، تاریخ و آیندۀ ما، بهیچ وجه از هم جدا نمی شوند. به این نسل امیدوارم، و از طریق دوستانی که در منطقه دارم، (میتوانم بگویم) که امکان تحقق آن در آینده نزدیک بسیاراست.

- شما چگونه تهدیدهای رژیم ایران به کشورهای حوزۀ خلیج (فارس)، مبنی بر استفاده از سلول های خوابیده (عواملش در این کشورها)، جهت تخریب را ارزیابی می کنید؟

* این همان طبیعت (چهرۀ واقعی) رژیم نظامی ایران است. پای بندی اش به صادرکردن ایدئولوژی خود، شکل های گوناگونی دارد، شدیدترین آنها، استفاده از ابزار تروریسم و مهمات نظامی است، (که خود اینها) ابزار او در سیاست خارجی اش می باشند. رژیم ایران در بکارگیری هر شیوه ای برای تحقق این ایدئولوژی تردید نخواهد کرد، حتی اگر (رسیدن به این هدف) منجر به بهم ریختن ثبات و امنیت کشورهای همسایه شود.

- رضا پهلوی را درکجای لیست اپوزیسیون ایران قرارمی دهید؟

* نقشی حیاتی در متحد کردن تمام گرایش های اپوزیسیون انجام میدهم، تا اینکه، بنا براصولی یگانه، گرد هم آیند، تا در برابر دشمن مشترک قرارگیرند.

- آیا یک اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را پیش بینی می کنید؟

* قبلا مخالفت خود را با هرنوع حملۀ نظامی برعلیه کشورم را اعلام کرده ام. راه بهتری هست با هزینه ای کمتر و قانونی، که همان کمک به ملت ایران است، تا اینکه خودش، و با دست خویش، خود را از این رژیم نجات دهد. فشارهای مردم بر رژیم، بهمراه فشارهای اقتصادی، و سیاسی جهانی، به ملت ایران، کمک خواهد کرد، تا این رژیم را سرنگون کند.

- موضع شما نسبت به فعالیت های اتمی ایران چیست؟

* آنچه که واضح است، کشورهایی که در قبل از انقلاب اسلامی، تکنولوژی هسته ای را در اختیار ایران، قرارمی دادند، امروز با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم (فعلی درایران) اتخاذ کنند، تا مانع شوند، این رژیم دارای آن تکنولوژی باشد (که بتواند از آن استفادۀ نظامی کند). این مسئله به شفافیت و مسئولیت برمی گردد. (حدود) سه دهه از نظام مذهبی درایران (می گذرد)، شاهد چهرۀ سرکوبگرانۀ این رژیم، و پشتیبانی اش از تروریسم و به خطر انداختن (ثبات) منطقه و عدم شفافیتش را دیده ایم. رژیم (در داخل) بر برگ ملی گرایی متعلق به حاکمیت ایران و حقش در داشتن این تکنولوژی بازی می کند. این رژیم باید بداند که ایران، و قبل از اینکه او بقدرت برسد، این حق را قبلا هم داشت، و در نتیجه باید بداند که رفتار و اعمالش باعث شده، که این حق ایران در داشتن تکنولوژی هسته ای، بدلیل اینکه خود او اعراف و قوانین جهانی را محترم نمی شمارد، نادیده گرفته می شود.

دراینجا لازم است، اشاره کنم، که رژیم ایران، براین باوراست که داشتن بمب (اتمی) راز بقایش خواهد بود، چون به اعتقاد او این بمب از او وزنه ای خواهد ساخت، آنهم در شرایط وخیم نیروی نظامی معمولی اش، درمقایسه با غرب. ( به باور رهبران رژیم) زیرچتربمب اتم، این رژیم می تواند به تروریست پروری اش ادامه دهد. در اینجا پرسشی مطرح است، که آیا جهان تحمل آنرا خواهد داشت؟ به اعتقاد من خیر.

- موضع شما نسبت به ایرانیانی که ریشه های عرب دارند، چیست؟

* ایران یک کشوری است که دارای 70 میلیون جمعیت، و قرن ها اقوام و فرهنگ ها و ادیان (ومذاهب) مختلفی را همچون یک موزائیک دربرگرفته، غنی بودن تمدن ایران، بعلت ذوب شدن همۀ این هویت ها بوده است. به اعتقاد من، کرد، عرب، بلوچ، (لُر، آذری) و شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی، باید چنین حس کنند، که دربرابر قانون مساوی هستند (و از حقوق مساوی برخوردارهستند). یگانه راه تضمین این مساوات برقراری رژیم دموکراتیک و لائیک، مبتنی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر. و این چیزی است که جهت تحقق آن تلاش می کنم.

- آیا آرزو میکنی که پادشاه ایران شوی؟ اگرشدی رفتارشما با کشورهای حوزه خلیج (فارس) و بویژه کویت چگونه خواهد بود؟

* (تمام) تلاشم این است که میهنم را (ازچنگ) رژیم فعلی آزاد کنم. اما مسئلۀ آرزویم، این خود ملت است که نوع و شکل نظام حکومت آینده را تعیین می کند. با درنظرگرفتن تاریخ کشورم، من مطمئن هستم که نظام پادشاهی مشروطه، همانند آنچه که در ژاپن، و اسپانیا، و انگلستان، و سوئد هست، مناسب خواهد بود (بهترین گزینه خواهد بود)، تا دموکراسی در کشورمستقرشود، و به رشد و توسعه کمک کند.

من مطمئنم که منطقۀ ما شاهد دوره ای تازه از دوستی و امنیت و رفاه خواهد شد. برای برقراری روابطی دوستانه با کشورهای همسایه، نسل من یک روز را، و یا فرصتی را، از دست نخواهد داد، تا به این هدف برسد. اعتماد و دوستی را پایه گذاری، و از کشمکش ها دوری خواهیم کرد. من به روابط میان دو ملت ایران و کویت افتخارمیکنم. بسیاری از خانواده ها، و در طول سالهای متمادی، روابط محکم (ی میان دو ملت) از طریق ازدواج ها، بوجود آورده اند.

- نظرشما نسبت به جزایراماراتی (ایرانی)، مورد اختلاف با ایران، چیست؟

* بسیار (بین ما) مسایل مشترک هست که میتوان برپایۀ آنها با برادران در امارات، روابط سازنده داشته باشیم. دورۀ کشمکش و رویارویی به دورۀ اعتماد و دوستی تبدیل خواهد شد.

- آیا اعتقاد دارید، که ایران در مسئلۀ عراق دخالت منفی دارد؟

* بسیاری از دلایل مادی هست که نشان میدهد ایران بطورمنفی در امور (داخلی) عراق دخالت میکند. و این دو دلیل دارد، اولی، اینکه رژیم ایران نمی تواند در برابر یکی از همسایگانش که در حال برقرارساختن ثبات داخلی اش، و تشکیل دولت لائیک و مدرن می باشد، ساکت بماند (بی تفاوت باشد). دوم اینکه، کمک به نا آرامی ها در عراق، به جمهوری اسلامی این فرصت را میدهد، تا درکشوری که دو شهر مقدس شیعیان، یعنی نجف و کربلا، وجود دارد، نقشی داشته باشد.

2      سیاوش   |